تبليغاتX
غریب و بی کس در موقع تنهایی


غریب و بی کس در موقع تنهایی

عاشق بی معشوق

گاهی اوقات گفتن بعضی کلمات آنقدر سخت می شود که شکستن بغض سينه برای هميشه نا ممکن است به همه می گويم....
اما در مقابل ديدگانت صدايی از من بر نمی آيد می خواهم فرياد بزنم اما ترديدی مبهم توانش را از من مي گيرد

حال تو می روی نمي خواهم بروی

بمان
...!
اما تمنای محاليست که بمان و منتظر باش دورتر می شوی و من دريغ از يک کلمه
:
بمان ...!

سکوت تنها دوستی هست که هیچ وقت خیانت نمیکند

روزگاری در گوشه ای از دفترم نوشته بودم...... تنهائی را دوست دارم چون بی وفا نيست. تنهائی را دوست دارم چون تجربه اش کرده ام .تنهائی رادوست دارم چون عشق دروغين درآن نيست. تنهائی را دوست دارم چون خدا هم تنهاست .تنهائی رادوست دارم چون در خلوت وتنهائيم در انتظار خواهم گريست وهيچ کس اشکهايم را نميبيند...........................

حال دیگر با تو بودن آرزومه بدون تو هیچم و میمیرم.........

ستاره های آسمان شاهد دو چشم خيسم هستند ، دو چشمی که از دلتنگی تو لحظه به لحظه خيس است !

بدون تو ستاره های آسمان بايد به عزای چشمانم بنشينند! بدون تو زيبايي های اين دنيا را نميخواهم ، دريا و نم نم باران را نميخواهم !

دريا را ميخواهم آن لحظه که تو در کنارم باشی و دستت درون دستهايم باشد! باران را آن لحظه ميخواهم که هر دو با هم خيس خيس بدون هيچ چتر و سرپناهی زير آن قدم بزنيم!

بدون تو اين زندگی را نميخواهم ،

باورش سخت است اما ... من تنها تو را ميخواهم

برای شکستن من يه اخم کافيه ... نيازی به فريادت نيست

واسه اشک ريختنم سکوت تو کافيه ... نيازی به قهر نيست

برای مردنم حرف رفتنت کافيه ... نيازی به انجامش نيست

امشب بالهایی دارم از جنس ابرهای آسمان، بالهایی که در رگهایش عشق حقیقی می جوشد. امروز من خود را باور دارم و می دانم قصه زندگی من ، با وجود تو آغاز شده. می خواهم به تکیه گاهی استوار بیاندیشم

- آری به تو ، که برای من معنای واقعی عشق شدی تا من هم بتوانم بمانم- زندگی کنم.
امشب در آسمان دلم در میان ستاره ها به افتخار تو قلب عزیزم ، پایکوبی است.
بیا تا با هم باشیم، چرا وقتی عشق می تواند حقیقت داشته باشد ما در این میان پایکوبی نکنیم؟
بیا برای هم باشیم و به عشق هم بتابیم.
*دوستت دارم

تنها تو را ميخواهم بدون تو اين زندگی را نميخواهم ، بعد از تو عاشقی را بی معنا می دانم! گفته بودم که تو اولين و آخرينی ، ای سرآغازم من پايان را نميخواهم! مي دانی که چقدر دوستت دارم؟ بدان و باور داشته باش که يک دنيا دوستت دارم! اين حرفهايم شعار نيست ، دل می گويد و من نيز حرف دلم را مينويسم!

بدون تو اين دنيا را نميخواهم ای دنيای من!

حالا که آمدی و مرا عاشق خودت کردی ، رهايم نکن!

لحظه هايم را با گريه پر می کنم رؤيايم را با تبسمي تلخ می سازم

من جای خالی حضور ديگران را با اشک پر می کنم دنيايم را با عذاب ساخته ام خوشبختی ام را به ديگران باخته ام من فردايم را با هيچ می سازم خانه ام را با ترديد می سازم .

من درد را می نويسم با اشک بر ديواره های اين دل تنها

عشق يعنی خاطرات بی غبار ..........دفتری از شعر و از عطر بهار ........عشق يعنی يک تمنا يک نياز .........زمزمه از عاشقی با سوز و ساز ..........عشق يعنی چشم خيس مست او زيرباران دست تو در دست او ..........عشق يعنی ملتهب از يک نگاه غرق درگلبوسه تا وقت پگاه

عشق فراموش کردن خود در وجود کسی است که هميشه و در همه حال شما را به ياد دارد

يه روز وقتی به گل نيلوفر نگاه می کردم ترس تموم وجودمو برداشت که شايد منم يه روزمثل گل نيلوفر تنها بشم. سريع از کنار مرداب دور شدم. حالا وقتی که ميبينم خودم مرداب شدم دنبال يه گل نيلوفر می گردم که از تنهايی نميرم و حالا می فهمم گل نيلوفر مغرور نيست اون خودشو وقف مرداب کرده

بعد از رفتن تو فقط من مانده ام و روزهايی كه بی تو تكرار می شوند و من در خلوت شبهای بی ستاره ام...

نوشته شده در پنجشنبه بیست و هشتم خرداد 1388ساعت 18:33 توسط حسین| |


Design By : Night Skin