|
گاهی اوقات گفتن بعضی کلمات آنقدر سخت می شود که شکستن بغض سينه برای هميشه نا ممکن است به همه می گويم.... سکوت تنها دوستی هست که هیچ وقت خیانت نمیکند روزگاری در گوشه ای از دفترم نوشته بودم...... تنهائی را دوست دارم چون بی وفا نيست. تنهائی را دوست دارم چون تجربه اش کرده ام .تنهائی رادوست دارم چون عشق دروغين درآن نيست. تنهائی را دوست دارم چون خدا هم تنهاست .تنهائی رادوست دارم چون در خلوت وتنهائيم در انتظار خواهم گريست وهيچ کس اشکهايم را نميبيند حال دیگر با تو بودن آرزومه بدون تو هیچم و میمیرم .........ستاره های آسمان شاهد دو چشم خيسم هستند ، دو چشمی که از دلتنگی تو لحظه به لحظه خيس است !بدون تو ستاره های آسمان بايد به عزای چشمانم بنشينند! بدون تو زيبايي های اين دنيا را نميخواهم ، دريا و نم نم باران را نميخواهم !دريا را ميخواهم آن لحظه که تو در کنارم باشی و دستت درون دستهايم باشد! باران را آن لحظه ميخواهم که هر دو با هم خيس خيس بدون هيچ چتر و سرپناهی زير آن قدم بزنيم !بدون تو اين زندگی را نميخواهم ، باورش سخت است اما ... من تنها تو را ميخواهم برای شکستن من يه اخم کافيه ... نيازی به فريادت نيست واسه اشک ريختنم سکوت تو کافيه ... نيازی به قهر نيست برای مردنم حرف رفتنت کافيه ... نيازی به انجامش نيست امشب بالهایی دارم از جنس ابرهای آسمان، بالهایی که در رگهایش عشق حقیقی می جوشد. امروز من خود را باور دارم و می دانم قصه زندگی من ، با وجود تو آغاز شده. می خواهم به تکیه گاهی استوار بیاندیشم - آری به تو ، که برای من معنای واقعی عشق شدی تا من هم بتوانم بمانم- زندگی کنم. تنها تو را ميخواهم بدون تو اين زندگی را نميخواهم ، بعد از تو عاشقی را بی معنا می دانم! گفته بودم که تو اولين و آخرينی ، ای سرآغازم من پايان را نميخواهم! مي دانی که چقدر دوستت دارم؟ بدان و باور داشته باش که يک دنيا دوستت دارم! اين حرفهايم شعار نيست ، دل می گويد و من نيز حرف دلم را مينويسم !بدون تو اين دنيا را نميخواهم ای دنيای من !حالا که آمدی و مرا عاشق خودت کردی ، رهايم نکن !لحظه هايم را با گريه پر می کنم رؤيايم را با تبسمي تلخ می سازم من جای خالی حضور ديگران را با اشک پر می کنم دنيايم را با عذاب ساخته ام خوشبختی ام را به ديگران باخته ام من فردايم را با هيچ می سازم خانه ام را با ترديد می سازم .من درد را می نويسم با اشک بر ديواره های اين دل تنها عشق يعنی خاطرات بی غبار ..........دفتری از شعر و از عطر بهار ........عشق يعنی يک تمنا يک نياز .........زمزمه از عاشقی با سوز و ساز ..........عشق يعنی چشم خيس مست او زيرباران دست تو در دست او ..........عشق يعنی ملتهب از يک نگاه غرق درگلبوسه تا وقت پگاه عشق فراموش کردن خود در وجود کسی است که هميشه و در همه حال شما را به ياد دارد يه روز وقتی به گل نيلوفر نگاه می کردم ترس تموم وجودمو برداشت که شايد منم يه روزمثل گل نيلوفر تنها بشم. سريع از کنار مرداب دور شدم. حالا وقتی که ميبينم خودم مرداب شدم دنبال يه گل نيلوفر می گردم که از تنهايی نميرم و حالا می فهمم گل نيلوفر مغرور نيست اون خودشو وقف مرداب کرده بعد از رفتن تو فقط من مانده ام و روزهايی كه بی تو تكرار می شوند و من در خلوت شبهای بی ستاره ام ...
|
About
درباره وبلاگ Archivesهفته اوّل آبان 1388هفته چهارم تیر 1388 هفته سوم تیر 1388 هفته چهارم خرداد 1388 هفته سوم اردیبهشت 1388 هفته چهارم فروردین 1388 هفته چهارم اسفند 1387 هفته چهارم بهمن 1387 هفته چهارم دی 1387 هفته اوّل فروردین 1386 هفته چهارم خرداد 1385 هفته چهارم فروردین 1384 هفته دوم خرداد 1382 Specific
فتو نایت
آپلود عکس
گالری عکس
کد موسیقی لایت
قالب های نایت اسکین
LinkDump
بهزاد |